مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

219

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

داروها بدان بسرشند « 1 » و نزديك سوراخ كژدم دود كنند ، كژدم « 2 » بگريزد . و قدرى تربيزه بر در سوراخ كژدم كنند « 3 » ، بيرون نياد . مردار سنگ « 4 » و « 5 » خربق « 6 » ، موش را بكشد . مغناطيس بر در سوراخ كژدم نهند بگريزد . زهرهء گاو « 7 » در خانهء موران بريزند « 8 » بگريزند . « 9 » زرنيخ و كندر دود كنند ، مگسان بگريزند . زنبور از دود گوگرد بميرد « 10 » و از دود سير بگريزد « 11 » . برگ خبازى در خانه دود كنند ، خنسفا « 12 » بگريزد . پشه « 13 » از دود برگ مورد خشك و دود شونيز و تراشهء چوب صنوبر و از دود سرگين گاو بگريزد . حنظل اندر آب حل كنند و آن آب در « 14 » اندرون « 15 » خانه پراكنده كنند ، كيك بگريزد . شير از خروس سفيد و از آتش « 16 » بگريزد . لقلق و طاووس و مرغابى و خارپشت و سنگ‌پشت و مرغ خانگى « 17 » ، خانه را از حشرات پاك كنند و جهندگان « 18 » از ايشان بگريزند . مقالت سيوم در ذكر ادويهء مفرده در ترتيب حروف تهجى ياد كرده شده

--> ( 1 ) . م : - و اين . . . بسرشند . ( 2 ) . م : - كژدم . ( 3 ) . م : نهند . ( 4 ) . مرداسنگ : به ضم اول ، به معنى مردار سنگ است و آن جوهرى باشد كه از سرب بسازند و در مرهم‌ها به كار برند و معرب آن مرداسنج است . ( برهان قاطع ) . ( 5 ) . م : او . ( 6 ) . س : خربو ؛ م : خرمق ؛ « خربق سياه از سفيد گرمتر است و اگر موش بخورد مىميرد . . . » ( قانون ، كتاب دوم ، ص 339 ) . ( 7 ) . م : بر . ( 8 ) . م : ريزند مورچه . ( 9 ) . م : بگريزد . ( 10 ) . س : بميرند . ( 11 ) . س : بگريزند . ( 12 ) . م : حنقا ؛ ظاهرا در اصل خنفسا بوده است كه جانورى گندبوى و همان خبزدوك باشد ، سرگين غلطانك ؛ به ضم اول و ثالث . ( لغتنامه ) . ( 13 ) . م : و پشه . ( 14 ) . م : را . ( 15 ) . م : در . ( 16 ) . م : از آتش و از خروس سفيد . ( 17 ) . م : - و سنگ‌پشت و مرغ خانگى . ( 18 ) . م : چمندگان .